بایگانی

Posts Tagged ‘رابطه’

رابطه جنسی دهانی و بیماری های مقاربتی

آیا بیماری های مقاربتی از طریق رابطه جنسی دهانی هم منتقل می شوند؟

چون اکثر افرادی که رابطه جنسی دهانی برقرار می کنند انواع رابطه جنسی دیگر را هم انجام می دهند، برای محققین خیلی سخت است که دریابند بیماری های مقاربتی تا چه میزان فقط از طریق رابطه جنسی دهانی منتقل می شوند. در عین حال، همه ما می دانیم که بسیاری از بیماری های مقاربتی متداول از طریق رابطه جنسی دهانی هم منتقل می شوند. اینها عبارتند از:

·         کلامیدیا

·         سوزاک

·         زونا

·         HIV

·         ویروس انسانی ورم پوستی (HPV)

·         التهاب غیرسوزاکی (NGU)

·         سفلیس

·         عفونت مخمر

کلامیدیا و رابطه جنسی دهانی

رابطه جنسی دهانی نمی تواند دلیل اصلی بروز کلامیدیا تلقی شود اما احتمال آن وجود دارد. اگر واژن، گردنه رحم، مفعد، آلت تناسلی یا دهان با ترشحات یا مایعات عفونی تماس پیدا کند، احتمال انتقال وجود دارد.

سوزاک و رابطه جنسی دهانی

سوزاک می تواند حین رابطه جنسی دهانی منتقل شود. برای انتقال سوزاک لازم نیست حتماً انزال صورت گیرد. سوزاک خیلی خوب در گلو باقی می ماند و عفونت های سوازکی گلو یکی از متداولترین عوارض رابطه جنسی دهانی است.

زونا و رابطه جنسی دهانی

زونا می تواند با تماس پوست با پوست منتقل شود درنتیجه احتمال انتقال آن در رابطه جنسی دهانی کاملاً آشکار است. شایان ذکر است که حتی اگر هیچ زخم مشخصی روی پوست وجود نداشته باشد هم انتقال ممکن است چون ممکن است شما یا شریک جنسیتان مبتلا به زونا باشید و خود ندانید. خیلی ها نمی دانند که تاولهای تبخالی نوعی زونا هستند.

HIV و رابطه جنسی دهانی

بااینکه احتمال انتقال کم است اما نمونه هایی از انتقال این ویروس با رابطه جنسی دهانی از طریق مایع منی، ترشحات واژن یا خون وجود دارد. HIV از طریق بزاق منتقل نمی شود و بوسیدن های عمیق یک رفتار جنسی قابل قبول در این مورد است.

HPV و رابطه جنسی دهانی

رابطه جنسی دهانی یک علت نادر برای انتقال HPV تلقی می شود اما نمونه هایی از آن دیده شده است. ویروس HPV از سطح زگیل ها افتاده و هرگونه تماس مستقیم می تواند موجب انتقال شود.

NGU و رابطه جنسی دهانی

اکثر میکروب هایی که موجب NGU می شوند می توانند از طریق رابطه جنسی دهانی منتقل شوند حتی اگر آلت تناسلی یا زبان کاملاً وارد واژن، دهان یا مفعد نشود و  مایعات بدن جابه جا نشود. یک تحقیق استرالیایی رابطه جنسی دهانی را عامل مهمی در انتقال NGU معرفی کرده است.

سفلیس و رابطه جنسی دهانی

رابطه جنسی دهانی راه خوبی برای انتقال سفلیس به شمار می رود. درتحقیق مشخص شد که بیش از ۱۳ درصد از موارد سفلیس از طریق  رابطه جنسی دهانی منتقل شده اند. انتقال معمولاً با تماس زخم های سفلیسی با پوست یا غشای مخاطی صورت می گیرد.

عفونت مخمر و رابطه جنسی دهانی

شواهد نشان می دهد که زنانی که بطور مداوم به عفونت مخمر مبتلا می شوند ممکن است آنرا از طریق رابطه جنسی دهانی دریافت کرده باشند. در یک تحقیق مشخص شد که رابطه جنسی دهانی با بالا رفتن احتمال عفونت مخمر در ارتباط است. رابطه جنسی دهانی با کسی که مبتلا به عفونت مخم است موجب برفک شده که نوعی عفونت مخمر در گلو می باشد. تماس دهانی با مخمر موجب بروز عفونت مخمر  در واژن نمی شود چون مخمر در دستگاه گوارش از بین می رود.

نکات مهم برای رابطه جنسی دهانی ایمن

استفاده از روش های مانعی مثل کاندوم بهترین راه برای ایمن کردن رابطه جنسی دهانی است. افراد بسیاری که از ترشحات بدن خوششان نمی آید رابطه جنسی دهانی با کاندوم های طعم دار را بهتر می بینند.

وقتی مردی طی رابطه جنسی دهانی انزال می کند، اگر مایع خارح شده در کناره های دهان یا چشم های طرف مقابل بریزد، درصورتیکه مبتلا به بیماری های مقاربتی باشد، احتمال انتقال آن را شدیداً افزایش می دهد.

در بسیاری از موارد، بیماری های مقاربتی می توانند حتی باوجود اینکه آلت تناسلی یا زبان کاملاً وارد واژن، دهان یا مقعد نشده است نیز انتقال یابند.

برخی محققان پیشنهاد می کنند که از مسواک زدن قبل از رابطه جنسی دهانی خودداری کنید چن باعث می شود زخم ها و خراش های کوچک احتمال انتقال بیماری های مقاربتی را افزایش دهند.

چه میزان رابطه جنسی طبیعی است؟

اخیراً زیاد با همسرتان رابطه جنسی نداشته اید؟ بد نیست که بدانید به عقیده کارشناسان یک پنجم زوج ها ازدواج هایی بدون رابطه جنسی دارند این یعنی کمتر از ۱۰ مرتبه در سال رابطه جنسی برقرار می کنند. و یک سوم زوج ها همیشه سر این مسئله مشکل دارند که امیال و خواسته های جنسیشان همخوانی ندارند و این یکی از اصلی ترین دلایل مراجعه زوج ها به مشاور است. اینجا ایران است، جایی که مردم مجبورند ساعت های زیادی در روز کار کنند تا بتوانند از پس اجاره خانه و هزینه های زندگی بربیایند و این خستگی و استرس همه چیز را بدتر می کند.

یک کارمند ۳۳ ساله که علاقه ای به ذکر نامش در اینجا نداشت، می گوید: “من ۱۰ سال است که ازدواج کرده ام. خیلی وقت ها بوده که اگر سه ماه یکبار رابطه جنسی می کردیم برایمان نعمتی بود. من مجبورم بعد از یک روز طولانی سر کار شام را آماده کنم و بعد بچه ها را بخوابانم چون حقوق شوهرم کفاف زندگیمان را نمی دهد و من هم مجبورم پا به پای او کار کنم. به خاطر همین قانونی که برای شوهرم گذاشتم این است که رابطه جنسی بعد از ۱۰ شب ممنوع چون آن موقع خسته و کوفته می خواهم به رختخواب رفته و فقط بخوابم.”

متخصصین اعتقاد دارند که پایین بودن سطح میل جنسی هم یکی از متداولترین مسائل و مشکلات جنسی خانواده ها در قرن حاضر است.

اینکه میل جنسی در حال حاضر نسبت به سالهای قبل کمتر شده است یا نه، مشخص نیست اما یک چیز قطعی است و آن اینکه شکایت خانم ها بیشتر است! وقتی  زوج ها برای مشاوره می روند، این خانم ها هستند که مردها را به زور سمت دفتر کار روانشناسان می کشانند. و برخلاف عقیده عموم، میل جنسی مردهاست که پایین آمده است. در جامعه ما قابل قبولتر این است که زن میل جنسی نداشته باشد تا مرد. وقتی این مرد است که میل جنسی پایینی دارد، برای هر دو طرف ناامید کننده تر خواهد بود.

ازدواج های فاقد رابطه جنسی این روزها بحث عموم شده است. به همین خاطر تصمیم گرفتیم به این موضوع بپردازیم که واقعاً چه میزان رابطه جنسی طبیعی به حساب می آید؟ کارشناسان مسائل جنسی تمایل چندانی برای تعیین حد کفایت رابطه جنسی ندارند چون باعث می شود خیلی زوج ها فکر کنند رابطه جنسیشان کافی نیست یا خیلی های دیگر تصور کنند که بیش از حد رابطه جنسی دارند.

درحالیکه کمتر از ۱۰ مرتبه رابطه جنسی در سال، ازدواج بدون رابطه جنسی به حساب می آید، یک تا دو مرتبه رابطه جنسی در هفته متوسط میزان رابطه جنسی به شمار می رود.

رابطه جنسی برخلاف ویتامین ها حداقل نیاز روزانه ندارد. اگر هر دو طرف طوری کنار بیایند که مشکلی با ازدواج بدون رابطه جنسیشان نداشته باشند عالی است! اما معمولاً این مشکل وجود دارد که یکی از دو طرف از کیفیت یا کمیت رابطه جنسی رضایت ندارد و دیگر حاضر به کنار آمدن نیست.

فقط ۴۰ درصد از زوج ها می گویند که از رابطه جنسی در ازدواجشان رضایت دارند. بااینکه خیلی از مشکلات پزشکی یا برخی داروها در پایین آوردن میل جنسی نقش دارد، مثل برخی قرص های ضدافسردگی یا برخی قرص های ضدحاملگی، اکثر مشکلات به خاطر تفاوت در انتظارات و توقعات دو طرف است.

زوجی که ۵ سال است با هم ازدواج کرده اند یک دختر ۶ ماهه دارند می گویند در این زندگی پرمشغله امروز خیلی سخت است که برای رابطه جنسی وقت خالی کنند. آنها می گویند خیلی خوش شانس هستند که می توانند ۲ یا ۳ بار در ماه رابطه جنسی داشته باشند. اینکار را معمولاً وقتی بچه خوابیده است انجام می دهند اما بیشتر وقت ها وقتی یکی از آنها می خواهد دیگری میل ندارد.

تغییرات فاحشی که نقش مردان و زنان در دهه های اخیر داشته است انتظارات ازدواج و به دنبال آن احساسات مربوط به رابطه جنسی را تغییر داده است.

وقتی به نسل پدرانتان نگاه کنید می بینید که برای آنها اینقدر سخت نبود. اما در روابط امروز بااینکه آزادی بیشتری وجود دارد اما همه چیز مشکل تر شده چون دو طرف همیشه برای هم تعیین وظیفه می کنند. کی زباله ها را بیرون می برد؟ کی با گریه بچه بیدار شود؟ و امثال آن. درواقع به خاطر همین آزادی بیشتر است که تضاد و ناسازگاری به وجود می آید.

کارشناسان عقیده دارند که علاوه بر استرس و خستگی، عصبانیت و خشم هم می تواند موجب از بین رفتن رابطه جنسی بین دو طرف شود. عوامل دیگر در ازدواج های فاقد رابطه جنسی می تواند برآورده کردن امیال جنسی با پرنوگرافی (سایت های اینترنتی) یا رابطه جنسی با افرادی غیر از همسر باشد. خیلی مردها را می بینیم که با زن خود رابطه جنسی نمی کنند اما مدام در اینترنت دنبال عکس ها و فیلم های پرنو هستند.

به طور کل، مشکلات یک زوج بیشتر مربوط به تمایلات جنسی است تا انجام رابطه جنسی. میل هیچ زوجی برای رابطه جنسی هیچوقت همزمان و کامل نیست. رمز کار این است که دو طرف بتوانند این موضوع را بین خود حل کنند.

خیلی وقت ها طرفی که میل کمتری به رابطه جنسی دارد احساس می کند که در هر بار رابطه جنسی مورد سوءاستفاده قرار گرفته است و طرفی که میل بالاتری دارند همیشه از رابطه جنسی محروم است و همین مسئله دعواها و جدال های بین آنها درمورد رابطه جنسی را بیشتر و بیشتر می کند. و اینجاست که رابطه جنسی بین آنها کم کم از بین می رود و وقتی دیگر رابطه جنسی در کار نباشد، محبت و عاطفه معمولی بین آنها هم از بین می رود: آن گرفتن دست ها، خندیدن به لطیفه های یکدیگر، نشستن کنار هم روی یک نیمکت و … وقتی روابط تا این حد خشک می شوند، بی وفایی و سرانجام طلاق پدید می آید.

تقریباً نیمی از جمعیت باید برای برانگیختن میل جنسی در خود تلاش کند. زوج هایی که میل جنسی پایینی دارند باید تصمیم بگیرند که این میل را بیشتر کنند. اگر صبر کنید و منتظر بمانید که رابطه جنسی خودش پیش بیاید و همه موقعیت ها برای آن مناسب باشد، یعنی بچه تان خوابیده باشد، تلفن زنگ نزند، و … رابطه جنسی هیچوقت پیش نخواهد آمد.

زوج ها باید به همان اندازه که برای کارشان یا تربیت بچه هایشان وقت و انرژی می گذارند برای زندگی جنسی خود هم وقت بگذارند. یکی از بهترین راه ها برای داشتن یک زندگی جنسی خوب با همسرتان این است که واکنش خوبی به پیشقدم شدن همسرتان بدهید.

۲۰ راه تضمینی برای فروپاشی رابطه

طبق آخرین یافته ها، تداوم و تکرار ۲۰  اشتباه درطرز تفکر و برقراری ارتباط که افراد مرتکب آن میگردند، توانایی نابود ساختن هر رابطه ای را دارا میباشد:

۱- سرسختانه همواره خود را حق بجانب دانستن، حتی زمانی که ادله کافی در اختیار نداشته باشید.

۲- هیچگاه عذرخواهی نکردن، حتی زمانی که تقصیر کار بودن شما اثبات گردیده باشد.

۳-بی رحمانه خطاها ی شریک زندگی خود را بازگو کردن.

۴-ادعای متعصبانه از آگاهی داشتن از انگیزه های شریک زندگی بهتر از خود وی.

۵-تصور آنکه شریک شما می باید نیازهای شما را درک کرده و فورا بدون درخواست شما آنها را برآورده سازد.

۶-نادیده گرفتن کامل اولویتهای شریک زندگی و پافشاری بر اولویتهای خود.

۷-تصور آنکه نیازهای جنسی همسر شما و نیازهای جنسی شما یکسان و مشابهی میباشند.

۸- عدم اقرار به رنجش و بلافاصله ابراز خشم کردن.

۹- شناسایی عیوب و کاستیهای شخصیتی همسر و اسرار خانوادگی وی، و بهره گیری از آنها برای پیروزی در مشاجرات، زمانی که منطق در میماند.

۱۰- بهره گیری از عذاب وجدان و حس گناه کار بودن برای به بازی گرفتن، دستیابی به اهداف و یا مجازات همسر.

۱۱- در شناسایی و یافتن بدیها و معایب همسر چیره دست بودن، اما هیچگاه خوبیها و محاسن وی را بزبان نیاوردن.

۱۲- کوتاه نیامدن به هیچ قیمتی، و کشاندن مجادله تا جایی که همسر از خانه بگریزد.

۱۳- هیچگاه رها نکردن گذشته، و بازگویی و باز آفرینی آن به کرات.

۱۴-ابراز وابستگی شدید به همسر خود،وادعای آنکه بی وی و یا در صورت بی اعتنایی وی بی شک خواهد مرد.

۱۵-در صورت عدم وابستگی شدید، فاصله گرفتن از لحاظ فیزیکی و احساسی تا حد بی اعتنایی کامل.

۱۶-قول دادن، وهیچگاه عمل نکردن.

۱۷- تا حدی متظاهر و دو رو بودن که همسر نمیداند شما چه زمان جدی هستید.

۱۸-عذرتراشی همیشگی برای عادات ناپسند خود.

۱۹- پافشاری براین عقیده که همواره مطلبی که شما میخواهید بیان کنید مهمتر از مطلبی است که همسرتان میخواهد بگوید، بنابراین حرف وی را قطع میکنید.

۲۰-وانمود میکنید که حرفهای بیان شده همسرتان را کاملا متوجه شده اید، ولو آنکه هیچ چیزی از صحبتهای وی را نفهمیده اید.

۲۱-به گونه ای رفتار میکنید که گویی شما مرتکب هیچکدام از اشتباهات ذکر شده نگردیده اید و این شریک شماست که باید تغییر کند.

5 اصل براي حل مشلات روابط زناشويي

آيا شما و همسرتان هميشه در مورد تمام مسايل از قبيل بـيـرون رفتن براي شام، باز گذاشتن درپوش خمير دندان و يا تربيت بچه ها با يکديگر مشاجره ميکنيد؟ دکتر جانسون نـويسنده کتاب «مشکلات عشق و ازدواج» ميتواند شما را در ايـــن زمينه راهنمايي کند. به وسيله 5 اصل مهم شما يـــاد ميگيريد که چگونه ارتباط بهتري با ديگران برقرار کنيد. ايـن اصـول بنـيـان هـاي خـانوادگي زيادي را از خطر نابودي نجات داده اند.

مقدمه: راه حل حقيقي در رفع مشکلات

اوليـن مـرحله مـــصالحه و سازش است. شما بايد از فرياد زدن و سـرزنــش کردن بـه شـدت پرهيـز کنيد و بـه نــظرات و عقايد يکديگر احترام بگذاريد. مرحله دوم شناسايي مشکل و مــطرح کـــردن آن است. اين دو مرحله قبل از شروع هر بحثي بايد انجام شوند در غير اين صورت هيچ گاه موفق به سازش نخواهيد شد. زمانيکه آمادگي ورود به مرحله سوم را پيدا کـرديد مي بايست بر روي چند مطلب با يکديگر به توافق برسيد.

اصل اول: در طول بـحث بـراي شـکست هـا و پــيروزي هاي يکديگر چوب خط نيندازيد.
متاسفانه اين يکي از شايع ترين مشکلاتي است که اغلب زوج ها مرتکب آن ميشوند. هنگاميکه يکي از طرفين دچار اشتباهي شد طرف مقابل آن را در ذهن خود ثبت ميکند تا در يک موقعيت مناسب آن را بازگو کنـد. وقتـي يـکــــي از آنها شروع به گله و شکايت ميکند ديگري هم آرام نمي نشيند و هر آنچه را در ذهن خود ثبت کـرده اســـت بــــاز گو ميکند گويي با اين عمل موفق تر از ميدان بيرون مي آيد. در يک چنين وضعيتي حساب کردن برد و باخت ها به صورت مهمترين عامل در مي آيد و هـر دو طـــرف از حيــطه بحث اصلي خارج مي شوند. روزي يکي از دوستانم به من گفت: «من ايــــــن هفته توانستم چـهـار بـــار حرفم را به کرسي بنشانم در حاليکه همسرم تنها دو بار توانست اين کار را انجام دهد.» او هيچ اهميتي به درست يا غلط بودن کار خود نمي داد، فقط ميخواست حرف آخر را خودش بزند. عده اي فرصت دادن به شريک زندگي را ضـعـــف شخصيتي به حــــساب مي آورند. چنين رفتاري باعث جدايي و دور شدن زوجين از يکديگر و در نهايت ايجاد تنفر ميشود.

مصالحه و سازش بـه معناي وجود ضعف در شخصيت افراد نيست. هرزگاهي چند اجازه رشد کردن را به طرف مقابل بدهيـد. نفس خود را به مبارزه دعــــوت کنيد تا روح شما از هرگونه عيب و زشتي به دور باشد. اگر با کله شقي تمام تنها به جـــمع کردن امتياز در يـک رابـطـه بـيـنديشـيد ديـگر قــادر بـه ديـدن مشــکلات اصـلي نخواهيد بود و تصميمات نادرستي اتخاذ ميکنيد که به زندگي مشترکتان صدمات جبران نا پذيري خواهد زد.

اصل دوم: طرز حرف زدن عامل مهمي در تعيين نتيجه هر گونه بحثي است.
حـتي اگـــر حــــق با شما باشد، اگر به روش صحيح آن را مطرح نکنيد ممکن است حق مسلم خود را از دست بدهيد. پس سعي کنيد شيوه درست را برگزيـنـيد. اصـــــلا خوب نيست که با به کار بردن لغات و اصطلاحات توهين آميز شريک زندگــي خود را مجبور به دفــــاع کنيد. واکنش طبيعي نسبت به حمله و تجاوز از دو حال خـارج نيسـت: يـــا فـــرد متقابلا تصميم به مبارزه ميگيرد و يا اينکه به لاک دفاعي فرو مي رود که در هر دو حالت مشکل به شيوه منطقي حل نخواهد شد.

از کلمات «هميشه» و «هرگز» استفاده نکنيد.گفتن جمله هايي ازقبيل «تو هرگز در کارهاي خانه کمک نميکني» از آغاز ايجاد هرگونه بحث منطقي را مختل ميکند. بيــشتر شبيه اين است که شما قصد مبالغه داشته و مي خـواهيـــد شخص مقابل را به مبارزه دعوت کنيد. پاسخ به شما چيزي جز اين نيست: «اين درست نيسـت، دو هـفـته پيش بود که من تمام خانه را تميز کردم و بچه ها را به مدرسه بردم» و کل بحث به جــريان تو بگو من بگو تبديل مي شود و از دايره بحث اصلي خارج ميشويد.

بنابراين از به کار بردن لغاتي که معناي کلي و قطعي دارند خـودداري کنـيد. جمله بالا را ميتوان با فرم متفاوتي به اين شکل بيان کرد: «من مي خـواسـتـم راجــع به سهم تو در کارهاي خانه صحبت کنم؛ لطفا مرا هم در اولويت قرار بده؛ بعضي وقت ها فـکر مي کنم خانواده، دوستان و همکارانت نسبت به من ارجع تر هستند.»

دشنام و ناسزا با صداي بلند. بعضي از انسانها با اين باور رشد مي کنند که هر کس پـرخـاشگرتـر بــاشد و با صداي بلندتري صحبت کند، قدرتـمندتر بوده و مي تـوانـد تـوجـه بيشتري را بخود جلب کند. اين شيوه براي تهديد و ارعاب و بي ارزش کردن همسرانتان بي نظير است اما با اين کار شما فقط آنها را عصباني ميکنيد، بعد از مـدتي هم نسبت به شما بي ميل خواهند شد. شايد جرات بازگو کردن اين مطلب را در مـقـابـل چشمان شما نداشته باشند اما بيحرمتي در نهانشان باعث ايجاد انزجار و تنفر از شما ميگردد.

هـر بــار که يکي از زوجين مورد آزار ديگري قرار گيرد و خاطرش از او آزرده شود نـه تـنـهـا مشکل اصلي حل نمي شود بلکه لکه هاي جبران ناپذيري نيز بر روي پـرده روابطــشـان به وجود مي آيد که خود باعث فروپاشي بنيان خانواده مي گـردد. هنگام شنيدن کلمات توهين آميز به شخص مقابل بگوييد: «اگر بخواهي به اين طرز صحبت کــردن ادامه دهي من نمي توانم با تو گفتگو کنم.» و بعد پيشنهاد کنيد تا بـحث به زمان ديــگـري کـه هــر دو طرف از آرامش کامل برخوردارند موکول شود. ولـي اگر متـقـاعد نـشد و تـجـاوز خـــود بـه حريم شما را ادامه داد، تصميم گيري با شماست. از خود بپرسيد آيا مي تــوانــيد با کسي که بي شرمانه به حقوق شما تجاوز ميکند، زندگي کنيد؟!

تهديداتي نظير «و اگر نه…!!»

بسـيـاري از افـراد هسـتــــند که هميشه از ضميمه کردن يک جمله تهديد آمـيـز بـه آخـر سخنان خود لذت مي برند. براي مثال مي گويند » تـو بهـتـر اســت کارها را مطابق ميل من انجام دهي واگرنه…!!» آنها ظاهرا احساس مي کـنـــــند که نياز خود را از اين طريق مرتفع مي سازند اما اگر در مقابل جوابي مانند «و اگر نه چــــــه کار ميخواهي بکني؟؟» دريافت کنند آنگاه؟!… در اين لحظه که شما بي توجهي همســرتان را نسبت به تهديد خود مي بينيد چه کاري ميتوانيد انجام دهيد؟ باز هم به فکر تلافي مـــي افتيد. مشکل اينجاست که عدده معدودي پاسخ مثبت به اينگونه تهديدها مي دهند و ســـايرين تنها به اين دليل که ثابت کنند هيچ گاه مجبور به انجام عملي نيستند دقيقا کار مخالف نظر شما را انجام مي دهند. اگر زمان عمل به گفته هايتان فرا برسد، چه کار مي کــنـــيــد؟ عقب نشيني ميکنيد و يا به جنگ با همسرتان ادامه ميدهيد؟

طور ديگر به قضيه نگاه کنيد و طرز برخورد خود را تغيير دهيد. آگاه ساختن طرف مقابـــل از نتـايـج کــــار خــود عملي عاقلانه است اما بايد با ملايمت بيان شود، مثلا: «اگر طبق خواسته من عمل نکني موجب ميــشود که من ….» اگر او در انجام خواسته شما قصور کند حداقل شما او را از نتيجه کارش آگاه ساخته ايد.

اما شما چطور ميـــتوانيد از نتيجه کار مطمين باشيد؟ چطور همه چيز بر وفق مراد شما پيش خواهد رفت؟ راهــــهاي زيادي براي انتقال افکار وجود دارد که مهمترين آنها «گفتار» است. شما به وسيله گفته هاي خود ميتوانيد شخص مقابل را متوجه کليه آمال دروني خود بکنيد. به کار بردن جمـله هاي زير ميتواند مشکل هر رابطه اي را به آساني برطرف کند:

– چيزي هست که براي من اهـــــميت زيادي داره، اگر ممکن باشه ميخواستم امروز در موردش باهات صحبت کنم.

– من فکر ميکنم ما دو تايي از پس اين مشکل بر مي آييم.

– تـــحمل اين قضيه واقعا براي من سخته، فقط ميخواستم نظرمو در مورد اين مطلب با تو در ميون بذارم.

– فقط ميخوام به من گوش بدي و تا وقتي حرفام تموم نشده قضاوت نکني.

– اصــــلا لازم نيــست تمام مشکلات همين حالا حل بشه، فقط مي خوام حـرفـــامــــو بشنوي.

اصل سوم: در يک زمان خاص تنها بر روي يکي از مشکلات خود تمرکز کنيد تا به نتيجه برسيد.
يکي از اساسي تريــن مشکلات من هنکام روان درماني زوج ها، دور نگه داشتن آنها از خلط کردن چند مبحث مختلف است. مـــوشکافي و تجزه تحليل چند مساله مهم در آن واحد غير ممکن است. و تنها دليل شکست در راه حــل مشکلات آميختن آنها با يکديگر است. به تازگي من و همسرم در مورد مسايلي پيرامـــون مــــديـــريت مالي زندگي به مشـکل بـر خـورديـم و بـحـث و جـدال را شـروع کـرديـم. سپـس تـصمـيم گـرفتيم با قضيه منطقي برخورد کنيم. اشتباهاتمان را پذيرفتيم و به موضوع بحث اصلي پرداختيم. الـبته براي رسيدن به نتيجه مطلوب کمي تلاش لازم است.

با تمرکز بر روي يک موضوع مشخص ميتوانيد خيلي زود به نتيجه برسيد. شـايد در نگاه اول کمي مشکل به نظر برسد اما ارزش تـوجـه بيـشتر را دارد. شايد شريک زندگيتان با پـرداخـتـن بـه يـک مـوضـوع ديـگر شـما را از ريـل اصـلي خارج کرده و به بيراهه بکشانـد. صحبت کردن پيرامون مسايل مختلف روشي موذيانه براي تغيير موضوع بـحث است. هر زمان با چنين مشکلي مواجه شديد به عنوان مثال بگوييد: «اجازه بده در حـال حاضر به اين موضوع بپردازيم و ——– (موضوع بعدي) را براي يک وقت ديگر بگذاريم.»

اصل چهارم: زمان و فضاي مناسبي را براي بحث و مذاکرات خود در نظر بگيريد.
هميشه زمان و مـکان مـنـاسبــي براي حل مشکلات شما وجود دارد. ابتدا مکان: دقيقا نمي توان گفت کداميک از اتاق هاي خـــانه مناسب است، فقط کافي است براي هر دو نفر فضايي آرام بخش باشد. ممکن است بــراي عـــده اي ميز آشپزخانه و براي سايرين اتـاق خـواب بـاشـد. تـوجــــــه داشته باشيد که هيچ گاه در مـلا عام و يا خانه دوستان و آشنايان بحث خانوادگي را شـــروع نکنيد. چنين گفتگوهايي ارزش برگزاري در يک مکان مناسب را دارند.

سهل انگاري در انتخاب يک مکان مناسب بزرگترين اشتباه است که متاسفانه بسياري از زوج ها مرتکب آن مي شوند.

انتخاب زمان مناسب به انـدازه مـکان از اهـمـيـت ويـژه بـرخـوردار اســت. در ايـن مبـحث مي بايست سه امر اساسي مورد توجه قرار گيرد.

اولا شما بايد (و واقعا بايد) مشکلات را در نقطه شروع شناسايي کنيد تـا قـدرت داشته باشيد قبل از اينکه به يک خصوصيت اخلاقي در فرد مقابل تبديل شوند آنها را رفع کنيد. بسياري از افراد پس از اينکه طرف مقابل براي بيستمين بار مرتـکـب اشتباهي ميشود، احساس ناراحتي مي کنند که ديگر آن زمان بسيار دير است. هر چـه طرف مقابل مدت زمان بيـشتري بـه کـار اشــتباه خـود ادامـه دهــد شما بايد نيروي بيشتري صرف کنيد تا بتوانيد او را از اين عمل باز داريد. اگر دست روي دســت بگذاريد و توقع داشته باشيد که همه مسايل به خودي خود حل شوند هيچ گاه نبايد انتـظار داشته باشيد تا خواستهاي شما برآورده شود و نيازهايتان مرتفع گردد.

ثانيا مطمئن شويد که به اندازه کافـي زمـان هسـت تـا بـتــوانيد به طور کامل به موضوع مورد بحث بپردازيد. عده زيادي از بـيـمـاران مـن مسـايل بسيار مـهــم را درست در زمان خاتمه جلسه بيان مي کنند و بعد از اينکه من به آنها پايان جلسه را اعـلام ميــکنم آنها عصباني ميــشوند. مورد مشابه در روابط خانوادگي وجود دارد. شروع بحث هنگام خروج از منزل يا رفتن به محل کار بي فايده است. البتـه تـوجـه داشـتـه بـاشيــد اگر بحث براي مدت زمان زيادي به تعويق افتد ممکن است مشکل شما بـه دسـت فـرامـوشي سپرده شـود و براي هميشه حل نشده باقي بماند. بنـابرايـن زمـان مناسبـي را بـراي شــــروع بحث رودر رو انتخاب کنيد. (مکالمه تلفني به اندازه کافي اثر بخش نيست.)

ثالثا اگـر ســاعت ها بر روي مشکل خود بحث کرديد و به نتيجه مطلوب نرسيديد، شايد وقت آن رسيده باشد که جلسه را تعطيل کنيد و ادامه آن را به زمان ديگري موکول کنيد. زمانيکه هر دو طرف خسته باشند ممکن است بحث به حاشيه کشيده شود؛ پس بهتر است بر سر اين مساله با يکديگر توافق کنيد و ادامه بحث را زماني کـه هــــر دو طرف از آمادگي کامل برخوردار بودند ادامه دهيد.

اصل پنجم: اگـر نسـبـت بـه هـمسر خود بي اعتنايي کرديد و او را آزرده خاطر ساختيد؛ از او عذرخواهي کنيد.
عذرخواهي يـک عـمـل کوتاه و شيرين است. هيچ کس کامل و بي عيب نيست. گاهي پيش مي آيد که دانسته و يا نادانسته به احساسات طرف مـقـابل خود لطمه مي زنيد. ممکن است در آن لحظه ارواح خبيثه شما را احـاطـه کـرده بـاشـند اما چيزي که اهميت دارد اين است که در حال حاضر پشيمان هستيد. غرورتان را کنار بگذاريد و از همسرتان طلب بخشش کنيد.در شرايط مشابه هنگاميکه شما نيز مورد بد رفتاري و بي احترامي قرار گرفتيد، مي توانيد انتظار عذرخواهي از جانب همسرتان را داشته باشيد.

ممکن است شما والديني داشتيد که براي حقوق يکديگر ارزشي قائل نـبودند، به حريم شخصي يکديگر تجاوز ميکردند و مشکلات زندگي روابط آنها را به راحتي پايــمال ميکرد. من حاضرم با شما شرط ببندم که آنها هيچ گاه از يکديگر عذرخواهي نمي کـردنـد. پس متفاوت باشيد. اشتباهات خود را قبول کنيد تا از هر قيد و بنـدي بـه دور بـاشــيــد. براي شريک زندگي تان ارزش قائل باشيد و اجازه ندهيد تا مشـکـلات سرانــجام ناخوشي را براي شما به همراه داشته باشند.

اصول و فنون ياد شده را مي تــوانـيد در زمينه حل کليه مشکلات خود به کار گيريد تا در حل تمام مشکلات روابط زناشويي خود به موفقيت دست پيدا کنيد.

دسته‌ها:زناشويي برچسب‌ها: , ,

تاثير افسردگي بر رابطه جنسي در زندگي زناشويي

افسـردگـي بر روي کليه جنبه هاي زندگي تاثير مي گذارد. در اين مورد بايد اذعان داشت که روابط با جنس مخالف نيز از اين امر مستثني نيستند.

زمانيکه يـکي از طرفـين در يک رابطه دچار افسردگي شده باشد، رابطه آنقدر آسيب مي بيند که مي توان گفت بقاي آن با مشکل جدي مواجه خواهد شد.

البته مي توان اظهار داشـت کــه يک رابطه خوب مي تواند براي کساني که دچار افسردگي هستند، نقش مرهم را بازي کند؛ زمانيکه ميلي به انجام هيچ کاري نداريم، کمي عشق و محبت مي تواند ما را از دلتنگي بيرون آورد.

اگر شريکتان افسرده باشد

افراد افسرده تمايلي به انجام کارهاي روزمره ندارند، آنها احساس مي کنند که بدنشان به اندازه کافي انرژي ندارد، از پس هر کاري بر نمي آيند، همچنين توانايي برقراري ارتباط مناسب با خانواده، دوستان و حتي شريک زندگي خود را نيز از دست مي دهند.

ممکن است در يک چنين شرايطي طرف مقابل احساس بي محبتي و بي ميلي کند. اين سوء تفاهم نهايتاً به جدايي دو نفر از يکديگر ختم خواهد شد.

از سوي ديگر ممکن است طرف دوم احساس کند که خودش مسبب اصلي ايجاد افسردگي در شريکش بوده است. گاهي اوقات اوضاع آنقدر وخيم مي شود که دو نفر به هم مشکوک شده و تصور مي کنند که نفر ديگر براي خود معشوقه گرفته.

بايد توجه داشت که همه اين امور تفکرات بي پايه و اساس هستند، اما به هر حال کنترل احساسات شخصي کمي مشکل است. اگر در مقابل چنين شرايطي از خود عکس العمل منفي نشان داده و کمي عصباني شويد، واکنش هاي شما در اين زمينه کاملاً طبيعي هستند.

اگر شريکتان نمي توانست پاسخ شما را با يک لبخند کوچک بدهد، مثل گذشته دوستتان داشته باشد، از لحظه هايي که در کنار شما سپري مي کند لذت ببرد، و … بايد قبول کنيد که همه اين موارد علائمي از بيماري او هستند.

نحوه عملکرد پيرامون مسائل جنسي

هنوز شواهد مستدلي از فعل و انفعالات شيميايي که در طي اين بيماري در مغز رخ مي دهد، در دست نيست. پژوهش هاي معدودي در زمينه اثر افسردگي بر روي روابط جنسي انجام شده که در اين قسمت به اختصار نگاهي به آنها مي اندازيم.

از بعد باليني کاملاً مشخص است که افسردگي بر روي تمام ارگان هاي بدن تاثير گذاشته، عملکرد طبيعي آنها را با مشکل مواجه ساخته، و واکنش هاي بدن را از حد نرمال، کند تر مي کند.

افسردگي به ويژه بر روي برنامه خواب و استراحت افراد تاثير مي گذارد. در اکثر بيماران اختلالاتي در مورد خواب گزارش شده است. افسردگي همچنين بر روي هر گونه فعاليتي که نيازمند شوق و حرارت، خودجوشي، و همکاري دو جانبه باشد نيز تاثير منفي مي گذارد که در اين ميان مي توان به رابطه جنسي نيز اشاره کرد.

مي توان گفت که اغلب افرادي که افسرده هستند، به مرور زمان تمايل خود را به رابطه جنسي از دست مي دهند. البته نمي توان به طور قطعي اظهار کرد که 100% بيماران افسرده، تمايلي به برقراري رابطه جنسي ندارند. در اين ميان مواردي ديده شده اند که به طور طبيعي روابط جنسي خود را حفظ مي کنند و سکس تنها عاملي است که مي تواند به آنها اطمينان خاطر داده و آرامشان کند.

در آقايون کاهش فعاليت ذهني سبب ايجاد خستگي و کسالت مي شود که اين امر نهايتاً منجر به کم شدن شهوت شده و سبب بروز مشکلاتي در زمينه نعوظ مي شود.
در خانم ها کاهش فعاليت ذهني سبب مي شود تا آنها علاقه خود را به برقراري رابطه جنسي از دست بدهند و مشکلاتي در زمينه رسيدن به ارگاسم پيدا مي کنند.
البته همه اين مشکلات با بهبود بيماري افسردگي خود به خود بهبود پيدا مي کنند. در حقيقت مي توان گفت که ايجاد علاقه مجدد به برقراري رابطه جنسي يکي از علائم اوليه بهبود بيماري است.

سکس و داروهاي ضد افسردگي

تنها خود بيماري افسردگي نيست که بر روي زندگي جنسي فرد تاثير منفي مي گذارد. داروهاي ضد افسردگي مانند «پروزاک» نيز مي توانند بر روي عملکرد جنسي فرد تاثير نامطلوبي بگذارند.

يکي از رايج ترين تاثيرهاي جانبي که اين داروها بر روي بيمار مي گذارند اين است که بازه زماني رسيدن به اوج لذت جنسي را افزايش داده و در برخي موارد فرد توانايي رسيدن به ارگاسم را به طور کلي از دست مي دهد. اگر چنين اتفاق براي شما روي داد از پزشک معالج خود بخواهيد نوع داروهاي شما را تغيير دهد.

افراد افسرده چگونه مي توانند به خود و خانواده شان کمک کنند

اين افراد برخي روزها حالشان از روزهاي ديگر بهتر است. بايد در روزهايي که حالشان خوب است، سعي کنند عشق و محبت بيشتري به اطرافيان و به ويژه شريک زندگيشان بدهند.

يک اسم رمز انتخاب کنيد – مثلاً اسم يک فيلم مورد علاقه – و بعد از آن براي نشان دادن اين امر که تمايلي به برقراري رابطه جنسي نداريد و ترجيح مي دهيد فقط او را در آغوش بگيريد، استفاده کنيد.
سعي کنيد هر روز پياده روي کنيد، بهتر است اين کار را با همسرتان انجام دهيد. پياده روي نه تنها شما را در معرض هواي آزاد قرار مي دهد، بلکه مانند ساير فعاليت هاي ورزشي ميزان اندروفين مغز را نيزافزايش ميدهد. اندروفين نوعي ماده شيميايي است که به آساني مي تواند حالات دروني شما را تغيير داده و احساس خوبي در بدن ايجاد کند.
حتي در روزهايي که شرايط مناسبي نداريد سعي کنيد لحظه اي آرام بخش را پيدا کنيد مانند صداي نغمه خواني پرندگان و يا گل هايي که در باغچه خانه شکوفا شده اند. تمرين کنيد تا حداقل روزي سه مورد از اين مسائل آرامبخش را در زندگي خود پيدا کنيد.
زمانيکه شما دچار افسردگي مي شويد تغييراتي در آداب غذاييتان رخ مي دهد. اشتهاي شما ممکن است به طور کامل از بين برود و يا اينکه اشتهاي سيري ناپذيري پيدا کنيد. سعي کنيد در طول روز 5 بار ميوه بخوريد. اين کار به حفظ سلامت فيزيکي و ذهني شما کمک شايان ذکري خواهد کرد.
به موزيک هايي که علاقه داريد گوش دهيد.
ايمان داشته باشيد که دوران افسردگي نيز به پايان خواهند رسيد و دوباره روزهايي مي رسند که مي توانيد از زندگي لذت ببريد.
چگونه مي توان به شريک زندگي افسرده کمک کرد

سعي نکنيد که وانمود کنيد شرايط او را به طور کامل در ک مي کنيد، چون نمي توانيد يک چنين کاري انجام دهيد. در عوض به او بگوييد: من نمي توانم درک کنم که تو دقيقاً چه احساسي داري، ولي تمام تلاشم را مي کنم تا متوجه شرايطت بشوم و کمکت کنم.»
اکثريت قريب به اتفاق افرادي که دچار افسردگي مي شوند علاقه خود را به برقراري رابطه جنسي ازدست مي دهند. سعي کنيد به او بقبولانيد که اين بي ميلي به دليل مسائل شخصي نبوده و منحصراً مربوط به بيماري او مي شود.
نااميد نشويد؛ شايد بعضي روزها احساس کنيد که تلاشتان به جايي نميرسد، اما مطمئن باشيد که اظهار محبت دائمي بالاخره تاثير خود را مي گذارد و مي توانيد آنها را متوجه ارزش هاي واقعي شخصي شان بکنيد.
او را متقاعد کنيد تا به متخصص مراجعه کند و کمک هاي لازم را از او بگيرد. افسردگي مقوله اي نيست که بتوان يک تنه به جنگ آن رفت.
به خاطر داشته باشيد: بهبود افسردگي درست مثل بهبود يک عمل جراحي است. از او به خوبي مراقبت کرده و تا جايي که مي توانيد عشق و محبت خود را نثارش کنيد. البته انتظار نداشته باشيد که به سرعت کارهايتان نتيجه بدهند.
براي خودتان کارهاي جالب انجام دهيد. زندگي با يک فرد افسرده کمي خسته کننده است به همين دليل بايد مراقب خودتان باشيد. براي خودتان وقت بگذاريد، با دوستانتان به بيرون و يا سينما برويد. بيماراني که دچار افسردگي هستند ترجيح مي دهند که در خانه بمانند و هيچ کاري انجام ندهند، اگر شما هم بخواهيد اين کار را انجام دهيد ممکن است خودتان نيز دچار مشکل شويد.
هميشه به خاطر داشته باشيد که اين دوران نيز سپري خواهند شد و شريکتان هم که در حال حاضر دچار افسردگي شده، همان فرد قبلي است و هيچ چيز عوض نشده.

دسته‌ها:زناشويي برچسب‌ها: ,

آيا خونريزي حين رابطه جنسي طبيعي است ؟

دكتر جنيفر نويسنده كتاب راهنماي كامل پدر و مادر در نوزادان نارس در مورد خونريزي بعد از رابطه جنسي ميگويد :خونريزي بعد از رابطه جنسي خونريزي مقاربتي ناميده ميشود و علامتيست كه هرگز نبايد ناديده گرفته شود زيرا ميتواند نشانه هشدار دهنده از يك يا چند مشكل جدي باشد .

بيماريهايي كه ميتواند باعث خونريزي پس از رابطه جنسي شود عبارتند از :
1. سرطان گردن رحم :
بيشتر سرطانها علائمي نظير خونريزي ندارند اما اين نشانه ميتواند نشانه اي براي اين سرطان باشد زنان بالاي 30 سال حتما بايد آزمايش پاپ اسمير و تست اچ آي وي انجام دهند.با معاينات داخل رحم براي سلامتي در مورد اين سرطان مطمئن خواهيد شد.
2. زنان بالاي 30 سال بايد براي سرطان رحم مورد معاينه قرار گيرند. با نمونه برداري از ديواره رحم و انجام آزمايش ميتواند از وجود چنين سرطاني اطمينان حاصل كرد.چاقي نيز ميتواند يكي از دلايل سرطان رحم  باشد
3. يك نوع بيماري مقاربتي وجود دارد كه عامل عفونت مدخل رحم ميشود و ميتواند منجر به خونريزي پس از مقاربت نيز شود.با انجام يك آزمايش ساده مثل آزمايش ادرار اين عفونت مشخص ميشود.
4. در نهايت ، يك علت شايع و بي ضرر از خونريزي بعد از رابطه جنسي وجود وضعيتي است به نام اكتروپيون گردن رحم. سلولهايي كه در حال رشد هستند در يك رابطه جنسي ملتهب و تحريك ميشوند و و حتي در هنگام پاپ اسمير هم ممكن است خونريزي ايجاد كنند.

با اين وجود در صورت بروز هر گونه مشكل هنگام مقاربت , نظير خونريزي يا مقاربت دردناك و … حتما بايك متخصص زنان مورد مشكلتان مشورت كنيد.

دسته‌ها:زناشويي برچسب‌ها: , ,

چه نکاتي را براي شروع برقراري رابطه جنسي بايد رعايت کرد؟

رعايت نکات زير کمک زيادي به زوجين براي شروع و برقراري رابطه جنسي مي دهد:

1- زمان هماغوشي

بهترين موقع، ساعت هاي آخر شب است. زيرا در اين ساعات، ديگر تلفني زنگ نخواهند زد، اگر بچه داشته باشيد حتما خوابيده است و ساير شرايط نيز معمولا فراهم است.

در موارد استثنايي، مخصوصا براي همسران جوان که اشتهاي زيادتري دارند، در ساعات ديگري هم مي تواند به عمل آيد.

2- مکان هم آغوشي

در اتاق در بسته يا محيطي که مطمئن هستيد به بيرون اشراف ندارد و از ديدها محفوظ است.

3- شرايط جسماني طرفين

الف- دو تا سه ساعت پس از صرف غذا مخصوصا مردها نبايد با معده پر، هماغوشي کنند که به جسم خود صدمه زيادي وارد مي سازند. زيرا بعد از غذا بيشترين انرژي و گردش خون انسان به طرف معده سرازير مي شود.

ب- زن بايد در شرايط جسماني کاملا مطلوبي باشد و از هيچ ناحيه اي در بدنش احساس ناراحتي نکند.

4- شرايط روحي طرفين

الف- مرد از مساله اي رنج نبرد، نگراني بزرگي نداشته باشد، منتظر خبر ناگواري نباشد، بيش از حد خسته و کوفته نباشد، دچار اضطراب نباشد، خلاصه چون در هر صورت اکثرا مردان پيش قدم در امور جنسي هستند، قطعا هنگامي اقدام به هماغوشي مي کنند که از نظر روحي، آمادگي دارند. ولي مسلما بايد اين را هم بدانند که آيا زن نيز چنين آمادگي را دارد يا خير؟

ب- زني که نگران باردار شدن است، زني که عميقا از شوهرش رنجيده،زني که از مشکل يا نگراني مهمي رنج مي برد، معمولا قادر نيست که يک رابطه جنسي خوب را داشته باشد.

اکثر مردان فکر مي کنند که يک هماغوشي گرم قادر است همه رنجش هاي يک زن را رفع کند در حالي که چه بسا وضع را از آنچه که هست بدتر کند. زيرا زن اين گونه فکر مي کند که مردش وقتي نياز جنسي دارد به سراغش مي آيد و اگر اين موضوع حقيقت داشته باشد او حق دارد که آن را توهين به خود تلقي کند و از مردش بيشتر برنجد. بنابراين وظيفه مرد اين است که ابتدا با او آشتي کند و دلخوري هايش را رفع نموده و او را شاداب و خوشحال سازد تا زن آمادگي لازم را پيدا کند.

5- آماده سازي زن

الف- چون مرد شروع کننده است، بنابراين حتما در خودش آمادگي لازم را ديده است. اصولا مرد حتي با ديدن محرک هاي بيروني و يا ظاهري و مخصوصا روحي و رواني تحريک مي شود و نيازي نيست که زن او را آماده کند، مگر مرداني که دچار ناتواني جنسي هستند و نياز به کمک دارند.

ب- زنان مثل مردان به راحتي و سادگي آماده براي امور جنسي نمي شوند بنابراين به دو طريق مي توان آنان را آماده کرد:

روش اول- آماده ساختن زن از نظر جسماني

زنان بدون ملامسه، نوازش، در آغوش گرفتن، بوسيدن و مخصوصا دست کشيدن به نقاط حساس بدنشان آمادگي جسماني براي هماغوشي را پيدا نمي کنند. بنابراين وظيفه مرد است که با صبوري و بکارگيري تکنيک هايي که خود مي داند، زن را براي يک کامجويي طبيعي آماده نمايد.

بايد انگيزه تماس جنسي و تمايل زن بيدار و سپس فراهم شود بطوري که بر سر شوق آمده و صورتش برافروخته شود حرارت و صداي نفس او به گوش رسيده و ضربان قلبش تندتر شود.

روش دوم- آمادگي زن از نظر روحي

يک مرد آگاه به امور جنسي که همه لطايف و ظرايف همسري را مي داند، ضمن آماده سازي جسماني زن، او را به آمادگي روحي و عاطفي هم مي رساند. مرد مي تواند با بيان جملات جذابي که به زمزمه عاشقانه مشهور است، يا با گفتن حرفهاي محبت آميز و مهربرانگيز، مخصوصا با تکرار جمله «دوستت دارم» و ابراز صميميت قلبي، همسر خود را به يک آمادگي آرماني برساند.

عشق بازي، «جسم» يک زن را آماده امور جنسي مي کند و عشق ورزي «روح» او را آماده مي سازد. مرداني که از فنون اين دو مقوله اطلاع کافي دارند، مردان سرفرازي هستند که از بستر عشق سر بلند بيرون مي آيند.

بيشتر زنان تصور مي کنند که مردان فقط آنها را براي کامجويي و کسب لذت مي خواهند. از نظر آنان مردها قبل از هماغوشي خوش زبان و مهربان مي شوند و خوب مي دانند که چگونه زمزمه هاي عاشقانه سر دهند. اما پس از کاميابي، دچار نوعي رخوت، سستي و کم حرفي گرديده و گاهي سکوت را بر مي گزينند يا مي خوابند!

در حالي که زنان انتظار دارند که مردان، پس از هماغوشي، همچنان به آنها عشق بورزند و حرف هاي عاشقانه بزنند و از آنها تشکر کنند که جسم خود را در اختيارشان قرار داده اند .

مرد خوب همواره فرصت چنين همدلي را براي همسرش فراهم مي سازد. در اين صورت است که زن با خاطره خوبي که در ذهنش ثبت مي شود، پيوسته از هماغوشي استقبال مي کند.

رفتار صحيح در رابطه جنسي چيست؟

زوج هاي جوان پس از ازدواج در مورد برداشت و تعبير گذشته خود در مورد امور جنسي دست به تغييرات و اصلاحات متعدد مي زنند، به نحوي که اصول احساسات خود را براساس اطلاعات جديد در روابط جنسي اصلاح مي کنند.

رفتار صحيح در مورد امور جنسي رفتاي است که قادر باشيد به شکلي طبيعي از آن استفاده کنيد اين رفتارها جز تجربيات انساني است که در وجودتان ريشه گرفته است.

نحوه برقراري عمل آميزش به هر فرم و شکلي که انجام شود تا زماني که موجب نارضايتي و ناراحتي يکي از زوجين نشود طبيعي و قابل قبول است. در واقع هرگونه تحريکات جسمي که آميزش طبيعي به دنبال داشته باشد از لحاظ اخلاقي مورد قبول است.

رابطه جنسي ناقص

هر وقت احساس کرديد که شرايط لازم براي يک رابطه جنسي آرام بخش فراهم نيست هرگز مبادرت به عشق ورزي نکنيد.

عشق بازي بايد در زماني صورت بگيرد که خاتمه آن با نزديکي کامل همراه باشد و طرفين به اوج لذت جنسي برسند. حتي زمان کوتاهي براي استراحت داشته باشند در نزديکي کامل، انزال صورت مي گيرد، بنابراين از تجمع و انباشته شدن خون درعضاء تناسلي مرد که منجر به تحريک جنسي او شده جلوگيري مي شود.

تخليه ناقص مايع مني، خطراتي براي مرد در بردارد که اولين خطر، ايجاد اختلال در پروستات مرد است.

همچنين غلبه خون و تراکم آن در مجري ادرار و ورم بيضه ها از ديگر عوارض آن است .

خطر دوم، تحريک پذيري روحي رواني طرفين است که در اثر تماس جسماني بوجود آمده، مي توان روي مراکز سلسله اعصاب هر دو نفر اثر بگذرد و اگر اين عمل دائما تکرار شود آثار بدتري در برخواهد داشت که يکي از آنها ناتواني جنسي است.

خطر سوم، که آثار آن از دو خطر قبلي کمتر نيست کم طاقت شدن هر دو طرف، زود از جا در رفتن و بالاخره عصبي شدن آنهاست بطوري که اگر کوچکترين غفلتي صورت بگيرد مشکلات زيادي را بدنبال خواهد داشت.

دسته‌ها:زناشويي برچسب‌ها: , , , ,

چه رابطه اي بين تغذيه و قواي جنسي وجود دارد؟

خوراکها، قواي شهواني را زياد مي کند، ابتلاء به ضعف در نتيجه سوء تغذيه و خوردن و نخوردن بعضي از خوراکي هاست چون ضعف قواي شهواني در جواني باعث پيري زودرس و ابتلاء به امراض روحي و عصبي است و عمر را کوتاه مي کند لازم است اين گونه خوراکيها را بشناسيم.

افراط در نوشيدن آبجو و رازيانه براي مردها موجب عنن شدن است زيرا اخيرا در اين دو نوع خوراکي هورمون زنانه کشف گرديده است، شيرخشك، گنه گنه و قهوه، الکل، کافور نيز در کم کردن قواي شهواني موثر مي باشد.

بر عکس انجير، بهار نارنج، نارگيل، کاهو، ترنجبين، دارچين، فلفل سياه، سير و پياز، شهوت را زياد مي کند. ميگو شهوت را چندين برابر مي کند، پسته،شام مفيد مي باشد.

رابطه جنسي را تا چه حدي بايد انجام داد؟

بايد گفت که در افراد مختلف فرق مي کند. اگر لازم شود که مقياس و قاعده اي بيان کنيم بايد چنين بگوئيم: چه شما و چه زنتان فقط بايد وقتي عمل جنسي انجام دهيد که احساس کنيد به آن احتياج داريد و از آن لذت خواهيد برد.

مرد اگر رابطه جنسي را طوري تنظيم کند که هر وقت زن ارزو کند، او با ميل و علاقه بتواند انجام دهد خيلي بهتر خواهد بود.

والا اگر فقط درمواردي که خودش آرزو مي کند عمل انجام دهد و در مواردي که زن اظهار تمايل مي کند، خودداري کند و يا با بي ميلي عمل کند، فوائد روحي و جسمي رابطه جنسي از ميان مي رود.

البته گاهي پس از اينکه مدتي از هم دور بوده اند، اگر به فاصله هاي کوتاهي چند بار عمل جنسي انجام دهند براي هر دويشان لذت بخش است و مانعي ندارد.

خلاصه رابطه جنسي چيزي است که بايد زن و شوهر به تناسب تمايلاتشان آنرا تنظيم کنند.

بکوشيد که در هنر عشق متخصص شويد ولي در اثناي اين کوشش سرمايه مردي شان را نيز افزايش دهيد. روح نيز مانند جسم احتياج به ديسيپلين و غذاهاي فراوان دارد.

چه روح و چه جسم اگر فقط يک نوع غذا بخورد نمي تواند به قدر کافي رشد کند. هيچ زني فقط اظهار قدرت جنسي را براي مرد کافي نمي شمارد. گذشته از آن متمرکز کردن تمام نيرو و انرژي فقط در يک نقطه روح را بي حاصل مي سازد و وجود را دچار فساد مي کند.

فقط در فکر قدرت جنسي بودن و از ساير مسائل صرفنظر کردن، مثل اينست که يک چرخ تنها فقط روي يک خط مستقيم راه برود، و اغلب بيماريهاي روحي از اينجا سرچشمه مي گيرد.

غذاهاي روح، هر قدر که متنوع تر باشد منبع نيروي روحي مانبز پايانتر مي شود افق فکري مان بازتر مي گردد و شانس ناتوان شدنمان بيشتر و توانائي و جذبه همسري مان زيادتر مي گردد.

جسم نيز براي خود حقوقي دارد. بنا کردن روح به قيمت تضييع جسم امکان ندارد. گذشته از آن اگر روح کورکورانه تحريک شود جسم خسته مي گردد و حال آنکه نيروي انسان بسته به موازنه موجود بين روح و جسم است. ممکن است فردي از لحاظ فکر به درجات فوق العاده اي برسد ولي وقتي که جسم او ناتوان بود، چه فايده اي دارد؟

«ناپلئون» در يکي از حساسترين روزهاي زندگيش از درد مرضي بخود مي پيچيد و او آنروز گفت: «انسان براي اينکه ژنرال خوبي شود بايد سالم باشد». صحت و سلامت در عين حال يکي از شرائط اساسي زندگاني جنسي موفقيت آميز است. مردي که از لحاظ جسم و روح سالم باشد اشکالات جنسي را که گهگاه روبرو مي شود به آساني مي تواند رفع کند.

براي اينکه جسم و روح بتواند چه اشکالات جنسي و چه اشکالات روحي را به آساني شکست دهد بايد گذشته از کار و کوشش، بازي و تفريح نيز داشته باشد.

حتي اگر جسممان تاب تحمل داشته باشد، صرف تمام نيرومان براي کار و کوشش کار عاقلانه اي نيست. هيچ ماشيني تاب چنين معامله اي را نمي تواند داشته باشد و بدن ايشان نيز که ماشيني بسيار حساس و ظريفي است اگر با دقت و مواظبت بکار نرود، چگونه مي تواند بکار خود ادامه دهد، فقط با دقت و مواظبت در طرز کار آنست که مي توانيم انرژي مان را جمع کنيم و با راحتي، نشاط و شوق بکارمان ادامه دهيم و سرمايه ذخيره شده اي از نيروي جسمي و روحي داشته باشيم که در موارد فوق العاده بتوانيم به مصرف برسانيم.

پس از روح و جسم سالم، انتخاب همسر نيز در حفظ قدرت، اهميت فوق العاده اي دارد.

و بايد گفت که در ناتوان شدن نيز نقش مهمي دارد. اگر عشق يگانه سبب هر رابطه جنسي و يگانه عامل ادامه زندگي زناشوئي بود چنين حوادث ناتواني چندان زياد پيش نمي آمد و حال آنکه اغلب ازدواجهاي کنوني نتيجه يک سري عوامل اجتماعي و اقتصادي و خرج از محيط عشق مي باشد.

در اينجا بايد بگوئيم که امروزه هنر عشق عبارت از همان هنر راضي نگاهداشتن زن است. هر چند که امروز موفقيت در آن چندان کار آساني نيست.

خارج از رابطه جنسي نيز مسائل ديگري وجود دارد که اهمال در آنها بين زن و شوهر، سردي و بدبختي بوجود مي آورد يک شوهر بجاي اينکه مثل بچه چهارساله اي اخمهايش را درهم کند و بنشيند بهتر است براي رفع اشکالات و توليد توافق بين خود و زنش بکوشد. بايد به ساختمان مزاجي و روحي زنش اشنا باشد و درباره اختلاف ذوق و سليقه هائي که با هم دارند گذشت به خرج دهد.

اگر آنها اين حساب را بکنند که هر شخصي حق استفاده از آزادي را دارد و داشتن نقصها و نقاط ضعفي براي هر کس طبيعي است و همچنين اگر هر دو نسبت بهم احترام متقابل داشته باشند زندگاني شان پرحاصل تر مي شود و از نعمت هاي زندگاني زناشوئي بيشتر بهره مند مي شوند.

دسته‌ها:زناشويي برچسب‌ها: , , , , , ,
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.